یک دنیا سپاس

 

دیگر کسی نمانده . همه رفته اند و فقط خاطره ها به جای مانده
 
در ازدحام پر صدای این سکوت,دغدغه بی تو بودن به شیشه نازک احساسم تلنگر می زند

و در انتهای جاده کوچه باغهای کودکی رد پای  نگاهت رانشان میدهد .

ولی نسیم سر مست شبانگاه با وزیدن خود داستانه  به همراه دارد

از عشق .. امید ... اشتیاق...

و من باز کنار پنجره سکوت ، چشم به آسمان دوخته ام تا تو برگردی.