التماس امیر دیگه فایده نداشت ...

آخه زندگی ، زندگی قدیم نبود ..

دل زندگی شکسته بود و دیگه کنار پنجره نمی اومد ..

و  زندگی دل امیر  رو شکوند تا نشون بده بخششی تو کار نیست ..

و زندگی یه بهونه واسه تموم شدنه همه چیز شد ..

یادته ؟ آینه شکست و امیر  تو خودش گم شد..

اون موقع بود که همه چیز تموم شد..