میگویند روبه راهی ؛ میگویم بله .!!  اگر بدانم از کدام راه می آید

 

نوشتند :

               تیغ ، رگی بریده ، خون ، خلاص ، نقطه سر خط ...

و ما سراسیمه

سرریز بغض و گریه

سرازیر و سر به زیر

گور به گور می شدیم

به دنبال آنکه عظیم بود و ملایم

و صدایش بوی قهوه می داد

 

به خانه آمدیم

با تیغ و با رگی بریده

 

باید خاطره شد .