نوشتند :
تیغ ، رگی بریده ، خون ، خلاص ، نقطه سر خط ...
و ما سراسیمه
سرریز بغض و گریه
سرازیر و سر به زیر
گور به گور می شدیم
به دنبال آنکه عظیم بود و ملایم
و صدایش بوی قهوه می داد
به خانه آمدیم
با تیغ و با رگی بریده
باید خاطره شد .