میخوام نبینمت
که دیدنت
گذاشتن یه لیوان شکسته روی لبامه
تو دمت گرم نیست
و یه برودتی تو تنت هست
که خون تو رگام قندیل میشه
حیف شعر که تو رو بگه
بس که بد بدرقه ای.