شب را دوست دارم به خاطر ستاره هاش چون تو هم تک ستاره من بودی
تنها ترین ستاره شبهای تنهایی من
من تو این آسمون بیکران خدا حتی یک ستاره هم نداشتم
وقتی تو اومدی شدی ستارم تک ستاره عشقم
با اومدنت تموم خلاءهای زندگی مو پر کردی با خودت شادی برام اوردی
دوباره زنده شدم جون گرفتم تموم غمهامو فراموش کردم
سعی کردم دوباره روی پاهام وایستم
تو بهم یاد دادی تو دستامو گرفتی مثل بچگی هام
اما این شادی ها زیاد طول نکشید
تا پاهام اومد جون بگیره تا اومدم راه رفتنو یاد بگیرم
پشتمو خالی کردی دستامو ول کردی
اونوقت آنچنان زمینی خوردم
که تا بحال در عمرم نخورده بودم
که دیگه تا عمر دارم قادر به بلند شدن نیستم
آنچنان کمرم زیر بار این غم خم شده
گه دیگه قادر به صاف کردنش نیستم
تو هیچ می دونی چی کار کردی با من؟؟؟؟
نه نمی دونی تو هیچی نمی دونی
چون اگه می دونستی ...........
قبول کن بد کردی خیلی بد |