دل صحرایی مرا قبله گاهی نیست

می دانید روزی در کنار شقایقی به زمین فرو خواهم رفت
 
یا چون سایه ای در سروستان های کهنه ناپدید خواهم شد!

روزی به همراه تصویری به دیار آینه ها خواهم رفت
 
یا در گردنه اساطیر به قصه ها خواهم پیوست 

آنگاه بهار می رسد و سبزگان برناپدیدگاه من می رویند

و شاخه بادامی که میزبان شکوفه هاست

............

 
بر مزار من شبنم خواهد چکید