تو با منی    هرجا برم    مهر تو بند جونمه

دارم از تو می نویسم!... دارم برای تو مینویسم، مینویسم به یاد روزهای خوشی که داشتیم،

به یاد روزهایی که انگیزه شده بودیم برای هم، به یاد روزهایی که نگاهمان نگاه دیگری

را می جست، به یاد روزهایی که با گرمی دستهایمان به وجود هم گرمی می بخشیدیم،

به یاد روزهایی که روحمان پرواز میکرد به سمت هم٬ به یاد روزهایی که در انتظار

آمدن هم بودیم، به یاد روزهایی که در انتظار یک وقت خالی و تنها بودیم برای خالی کردن دردها و

عشق هامان،


به یاد روزهایی که گوش شنوای دردهای هم میشدیم و آن ها را در قلبمان مدفون میکردیم،

به یاد روزهایی که

یادآوری آنها حالا من و آروم میکنه،

به یاد روزهایی که عاشقانه دوست داریم دوباره تکرار شود، به یاد روزهایی که ما همدیگر را پیدا

کردیم و مکمل

هم شدیم، و به یاد روزهای عاشقی و ...

دوستت دارم تو را وجود گرمت را و حضور دوباره ات را...