نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

 

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
اسفند 1388
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
دوشنبه 4 خرداد ماه سال 1388
یاد ایام...

گلبرگ نازنینم : گرچه به گناه خویش معترفم

ولی بدان برای لمس نگاهت روز به روز بهانه گیرتر می شوم .
 
می ترسم سخاوت نگاهت سر سختانه دلم را به بازی بگیرد
 
و با آمدنت دگر امیدی به پرواز نداشته باشم ، حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع
 
اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود  چون تو خوب میدانی ، نمی توان
 
بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد خواهش می از من نخواه که همسفرم باشی .
 
چون راهی که من در پیش دارم بس سخت است و دشوار و تو گلبرگی نازنینی

پاره ای از وجودم هستی و نمی توانم چشمان پر امیدت را در تاریکی شب رها کنم .

پس نازنینم برو ….

برو بی آنکه بدانی برای لمس تنت در خم این کوچه

چقدر تنها مانده ام و این تنهایی چنان مرا می آزارد
 
که در گلویم هزار قناری غمگین بهار سبز چشمانت

را بهانه می گیرد و مردمکان خالی چشمم

در اندوه و حستی ژرف مانده اند که چرا نمی توانم لحظه های بودن تو را

با مژه بر صفحه قلبم بنویسم چه دردناک است لحظه رفتنت
 
و چه دردناکتر اینکه با دستان خودم گلبرگ نازنینم را در حصار

خشک هستی ام لحظه لحظه و ذره ذره نابود کنم


تعداد بازدیدکنندگان : 53964


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و سومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید