نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
جمعه 30 شهریور ماه سال 1386
دوست دارم تغلبی

میپرستمت .

  

می دونی..؟

..

به اندازه ی تمام سبزی همین درخت روبه رو

  

دل گیر شدی...!

گریه میکنی...؟

 

حواسم نبود پاییز داره میاد .

 


دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386
عنوان نداره

 

ای همه ی بود و نبودم

تو هستی تا رو پودم

تا تو هستی زنده هستم

سراپا شوق عشقم

من بی تو یک کوه پیرم

توی زندون اسیرم

بی تو مثل یه ماهی

جدا از آب دریا

تک و تنها

 

 

می میرم

 

 


شنبه 17 شهریور ماه سال 1386
دختر نانجیب

 

زیر چراغی سربلند

چشم بسته ام به دور خیابان

و تا صبح انتظارت میکشم.

انتظار کشیدن برگ انجیر به صورتم

رها کن این حیای نانجیب را

این که پلک پران حادثه باشد و باشی،بزرگی

 

برگرد

که سرم را بردارم از شانه ام و بگذارم

در چارخانه ی پیراهنت بخوابد

 

 


جمعه 9 شهریور ماه سال 1386
آخه چی بگم که نری..!!! منم شراب

 

ستاره ها را میبینم

هر شب

با این که دورند

اما تورا در روز هم

نمی بینم.

 

کاش ستاره بودی .

 


چهارشنبه 7 شهریور ماه سال 1386
میگویند روبه راهی ؛ میگویم بله .!!  اگر بدانم از کدام راه می آید

 

نوشتند :

               تیغ ، رگی بریده ، خون ، خلاص ، نقطه سر خط ...

و ما سراسیمه

سرریز بغض و گریه

سرازیر و سر به زیر

گور به گور می شدیم

به دنبال آنکه عظیم بود و ملایم

و صدایش بوی قهوه می داد

 

به خانه آمدیم

با تیغ و با رگی بریده

 

باید خاطره شد .

 


شنبه 3 شهریور ماه سال 1386
دریا دوست ماست

 

اشک هایت را جمع کن سالار....!


زندگی٬ سرشار از اشک هاست

آن قدر گریه کن که از اشک هایت٬

دریایی سازی...

در آن دریا شنا کن و  از زندگی بگذر..

 




جمعه 2 شهریور ماه سال 1386
اهلی کردن

 

دریا عظمت سکوت است..بزرگی یک سخاوت...در زمان آرامش چون گهواره ای برای درد دل

 کردن و سبک شدن...

گرچه من دریای توفانی را بیشتر دوست می دارم...

 

و اما به هر نا اهلی اهلی نشو...

 

هر که اهلی کرد نمی تواند مسئول نیز باشد

 

 

 


پنجشنبه 1 شهریور ماه سال 1386
من و فراموشی..؟

 

بهترینم هرگز فراموشت نمی کنم...



چون که هیچ کس این جوری سحر آمیز نمی تونست چندش انگیزی زندگی رو برام اثبات کنه
 
و من رو  ببره به  اونجایی که مردماش به هیچ دل می بندند و با هیچ زندگی می کنند و به هیچ

 

 اعتقاد دارند و با هیچ می میرند...

 

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 36446


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها
همه چیزم در کتاب طالع بینی نوشته شده.
سال گاو
ماه عقرب
شناسنامه کامل من...

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و دومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید