نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 مهر ماه سال 1385
رفتن دلیل نبودن نیست

 

 

نامه‎های بسیاری دارم ، نانوشته در اعماق وجودم ، که تک تک کلمات آن به تو تعلق دارد . تو ، سحری که با تابیدن به زندگیم

 نور و گرمائی را بدان بخشید که بدنبالش روان بودم و نمی‎یافتم . ولی سرانجام تو آنرا به من ارزانی داشتی . در آن هنگام که

 با صدای قدمهایت ، لرزه بر چینی تنهائیم انداختی و آنرا خورد کردی ، تنها آرزویم این بود که این سحر زیبا

 و دوست داشتنی

، پاینده و همیشگی باشد و هیچ گاه غروب نکتد ...

تنها آرزویم این بود که او را تا ابد برای خودم نگهدارم و آنرا تمام دنیا نشان دهم تا بدانند

 هیچ کس را یارای داشتن او نیست ... و تنها آرزویم این بود که او همیشه با من بماند .

 بماند تا با او از ناگفته‎های زندگیم بگویم ، از دوست داشتن ‎ها ، از به یاد یکدیگر بودن و از بخاطر تو نفس کشیدن

 ، این توفیق اجباری که بدون حضور تو ، تمامی فلسفه وجودیش را از دست می‎دهد ....

 آری ، دلم می‎خواست تنها یاد و خاطره تو تمامی وجودم را به لرزه می‎انداخت ، دلم می‎خواست

 تو همیشه می‎ماندی ، دلم می‎خواست تنها و تنها نام تو در گوشم طنین انداز می‎شد و سرانجام

 دلم می‎خواست تنها و فقط برای تو ، افسانه همیشه با بودن را حکایت می‎کردم.......


تو آمدی و معنای زندگی را برایم به ارمغان آوردی ، تو آمدی ، ولی هیچگاه نتوانستم رفتنت

 را باور کنم ، گویا کابوسی بود که هر لحظه آرزو می‎کردم با بیدار شدنم آنرا از میان رفته ببینم ، ولی ...

افسوس ، تو رفته بودی ، او بار سفر بسته بود . او دیگر با من نبود ، تا با آمدنش

الوان زیبای زندگی را برایم به ارمغان بیاورد ، و او دیگر نبود تا صدایش مرا به

بیاد نغمه های دوستی بیاندازد . او دیگر نبود ، گرچه هیچ وقت نتوانستم و

نخواستم این رفتن را باور کنم ، اما ... اما تلخیهای این حقیقت چیز دیگری بود ، تلخیهای

بی او بودن ، تلخیهای از یاد رفتن و تلخیهای دوباره تنها شدن...............

 


تعداد بازدیدکنندگان : 39956


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها
همه چیزم در کتاب طالع بینی نوشته شده.
سال گاو
ماه عقرب


شناسنامه کامل من...

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و سومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید