نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 15 شهریور ماه سال 1385
من خاکستر شدم تو اما تنها سیگاری را دیدی که تمام شد

 

 

سلام بانوی ترانه های ناتمام !

می دانی ؟! دلم می خواهد این ترانه هیچوقت تمام نشود ! دلم می
 
خواهد آن قدر واژه بسازی که دستان من ، تا دنبا دنباست ، برای از تو
 
نوشتن بخارد و آن قدر بنویسم که سرانگشتانم پینه ببندد !

سکوت بدچیزیست بانو ! … بدچیزی !!

درست است که «سکوت سرشار از سخنان ناگفته است»! درست

که باید حرف سکوت را شنید ، درست که …!

اما ببین ! سکوت فقط زمانی معنا دارد که میان دو فریاد نشسته

باشد ! سکوت وقتی معنا دارد که آنقدر کلام توی دلت هست که واژه
 
مند کردنش ممکن نیست و نو در گستره این ناتوانی ، که دلالت بر

همه توانایی های روح بشر دارد ، تمام سخنت را برهنه برهنه توی
 
چشمانت می ریزی تا قطره قطره فوران کند !

سکوت عاشق از کثرت کلام است نه سختی سخن !
 
سکوت عاشق به گفتگو تکیه دارد نه به سکون ! سکوت ساکت ،
 
نجواگر هیچ موسیقی آسمانی ای نیست . چنانکه وقتی باشی ،

نبودنت برایم معنا دارد و اگر نباشی ، نبودنت توالی خردکننده تلخی
 
خواهد بود !

بودنی ترین بایدِ بی برو برگرد !

نرو تا بازآمدنی هم درکار نباشد ! آن که می رود ، دلدل بازگشت را تا
 
ابد به همراه خواهد داشت و تازه ، « بازگشت هیچ چیزی را درست
 
نمی کند !!»

اصلا من نمی دانم ، وقتی می شود آمد ، چرا باید از رفتن دم زد ؟! آن
 
هم آمدنی که پایان نخواهد داشت که در این راه هر چه نزدیکتر بیایی ،
 
جاده ای طولانی تر را فراروی خواهی دید که هدف از این آمدن ، نه

رسیدن ، که همسفریست !

همسفرترین !

همسفرگی معنای همسفری نیست ! همسفرگی ، آمدنی ست که

به سراب سفره دل باخته ، به پایان ، به برکه فریب اندود همخانگی !

همسفر اما ، به سفر می اندیشد ، به بی نهایت جاده ، و به آرامش

بی سکون موج ، آنگاه که درگیرودار آمدنهای بی پایانش ، هزار بوسه
 
بر تن ساحل می ریزد و آواز شوق می خواند !

بی شک همسفر نیز سفره پهن می کند ، سقفی هم می زند برای
 
این همسفرگی !… اما فریب سفره و احساس مسقف را نمی خورد !

احساس همسفر سقف ندارد تا باران یادش نرود که اینجا دو همسفر ،
 
که تنها به همسفرگی نمی اندیشند ، سرسپرده نوازشهای هماره

اویند !

دلت را به دریا بزن بانو !

ما برای بارانی شدن ، به سکون و سکوت برکه نیازی نداریم .

اگر طوفان نوح را می خواهی ، دریا را دریاب !!


تعداد بازدیدکنندگان : 39993


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها
همه چیزم در کتاب طالع بینی نوشته شده.
سال گاو
ماه عقرب


شناسنامه کامل من...

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و سومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید