نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 4 شهریور ماه سال 1385
همیشه بیاموز به چیزی که دل ندارد نباید دل بست ..!!

 

 

چشمانت را باز کن ....

ای همسفر لحظات تنهائیم ، ای مونس شبهای بی کسی ام


آمده ام با تو قصه ای آغاز کنم که پایانش درد است ،


آمده ام تا داستان عشقی را برایت بخوانم که تمام لحظه لحظه ی


آنرا نفرت فرا گرفته ، آمده ام از دردی سخن بگویم که چون تیِغی که


بر قلبم فرود آمده باشد نفسم را در گلو حبس کرده .


اینبار نیامده ام سخن از عشق برانم ،


از محبت حرفها بر زبان جاری سازم و از وفا برایت شعر بسرایم ،


اینبار آمده ام تا دردم را و غمم را با تمام وجود به تو نشان دهم


و سینه بگشایم تا شکاف خنجر خورده را خود با چشمانت ببینی


و باور کنی .


آری ! ای یاور روز های بی کسی ام ،


ای کسی که روزی عشق را به خاطر بودن در کنار تو باور کردام


و خوشبختی را در وجودم با یاد تو یافتم .


ای یار دیرینه ام ! نیامده ام تا زخمهای کهنه را مرحم باشم ،


نیامده ام کینه های قدیمی را جلا بخشم‌ ،


اینبار آمده ام تا مانند تو بی غیرت باشم ‌،


مانند تو بی انصاف و بی وفا باشم ،


اینبار آمده ام تا تو باشم ... تو ...


ای باغبانی که دانه ی بیوفائی را در خاک وجودم کاشتی


و با اشکهای تمسخر آمیزت آنها را آبیاری کردی ،


بیا که فصل برداشت محصولت فرا رسیده ،


اینبار محصولت نفرت است و کینه ،


اینبار بار درختانت بی وفائی ست و بی عاطفگی ،


اینبار گل وجودت خار بی غیرتیها و نفرتهاست .


بیا که زمان بر داشت محصول حالاست ..حـــالا !!!!!

 


تعداد بازدیدکنندگان : 40017


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها
همه چیزم در کتاب طالع بینی نوشته شده.
سال گاو
ماه عقرب


شناسنامه کامل من...

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و سومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید