نگاه من ، نگاه سکوت قلم است .سکوتی که در آن هزاران حرف حک شده

و میدانم تو حرف حرف این سکوت را خواندی و به خاطرش گریسته ای

کاش من هم قطره ای از اشکت بودم

نجوای شبانه

نگا به گریه هام نکن.....! من از تو بی وفا ترم
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 12 تیر ماه سال 1384
و باز هم هیچ کس تورا نشناخت

و هیچ کس تو را نشناخت

خیلی وقتها آدم ها را نمی توان شناخت ...و هیچ کس تو را هم نخواهد شناخت ...و من را
هر زمان که گمان بردی برگ برنده ی میدان نزد توست بدان که تو آخرین نفری هستی که از خط پایان می گذری...روزگاری پیش فکر میکردم که صبور هستم ....اما حالا ... توان تحمل نسیم بهار را هم ندارم...آنوقت گمان نبود بلکه حالا یقین است

اطرافت را که خوب نگاه کنی مهربانی را می بینی که همیشه قلبش برای ما میزند... وبرای ما همیشه آرزوهای قشنگ دارد ،اما آدمهایی مثل او کمیاب هستند

این را خوب می دانم که نا خواسته دلش را شکسته ایم .... مهرش را پاسخ نگفته ایم... و...اما او همیشه با من است گر چه حضورش

هر زمان برف می بینم یاد او می افتم ، در کوچه پس کوچه های شهر رد آفتابی می بینم حضورش هویدا می شود و بر آسمان

اما من چه... او وجودش سراسر پاک و من در این روزمرگی دوران غرق...

اما خوش به حالش که خدا دوستش دارد

روزگار سختی است مهربان همه با تو هستن اما هیچ یک همراه تو نیستند ...

وهیچ یک از آدمها آن چیزی نیستند که نشان می دهند ، باور کن مهربان... حتی من

کاش می تو انستم هر آنچه که در دل کوچکم هست را به تو بگویم ...اما چه کنم که تو در اوج هستی و من در خاک... مگر به واسطه ی دعای تو گشایشی بشود

وحالا با اطمینان می گویم که هیچ کس تو را نشناخت ، حتی من...

اما این را خوب می دانم که شما همیشه برای ما آرزوهای قشنگ دارید، مهربان....

راستی مهربان ، گفته بودی که خدا را باید حس کرد ... باور کن که...

و حالا یقین دارم که خدا تو را دوست دارد...

امیدوارم هر جا باشی سلامت باشی ...
هیچ وقت خوبیهاتونو فراموش نمی کن

 


تعداد بازدیدکنندگان : 39931


با کمال تشکر از بلوگ اسکای

عناوین آخرین یادداشت ها
همه چیزم در کتاب طالع بینی نوشته شده.
سال گاو
ماه عقرب


شناسنامه کامل من...

حق باتوست پرهایم آزادند آسمان بلند و وسیع اما نگذار با آمدنت دلم اسیر دلت شود چون تو خوب می دانی ، نمی توان بدون دل بدون گلبرگ پرواز کرد


تو اگر میدانستی
چه زخمی دارد
چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه...!!! چــرا تنهایــــی


دهم آبان 64 روزی که در آن جهانی سرگردان مرتکب خطایی بزرگ شد امسال در این روز جهان برای بیست و سومین بار در غم این فاجعه به سوگ خواهد نشست امیر دوباره متولد خواهد شد. تولدم را تسلیت عرض نمیکنید...؟


با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان

دنباله نگاه تو را نقطه چین نوشت

هر چی بخوای همون میگم


منو فقط میتونید زیر نور مهتاب ببینید